سديد الدين محمد عوفى

627

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بديدم « 1 » از پس سنگى مستور شدم چنان كه زاهد مأيوس شد و سنگ انداختن منقطع كرد . ساعتى بود ، سرما در من اثر كرد ، سنگى گران برداشتم و بر گردن نهادم و در آن صحرا مىدويدم « 2 » تا آنگاه كه از اثر تحمل بار و شوكت « 3 » حركت « 4 » گرم شدم و عرق از من روان شد « 5 » ، همچنين همه‌شب را بدين طريق بگذرانيدم و چون روز روشن شد زاهد از صومعه برون آمد ، و شمشيرى برهنه « 6 » در دست گرفته و مرا طلب مىكرد و در « 7 » فوات جامه‌هاى من تأسف مىخورد « 8 » . چون او از در « 9 » صومعه دور تر شد من « 10 » خود را در صومعه انداختم و از « 11 » پس در متوارى گشتم ، چندانكه او از يافتن من نوميد شد و به صومعه بازگشت . چون درآمد با خود كاردى داشتم بر وى زدم و آن ملعون را از پاى درآوردم و از تن سر او را دور كردم « 12 » ، و گرد صومعه بگشتم « 13 » مالى بىنهايت يافتم « 14 » كه آن « 15 » ملعون آن زهد را دام ساخته بود و خلقى را صيد مىكرد « 16 » و مال ايشان برمىداشت و ايشان را مىكشت . چون او را به دوزخ فرستادم « 17 » مالهاى او را از آنجا به تدريج « 18 » نقل كردم و مرا ثروتى و نعمتى پديد آمد ، و ترك

--> ( 1 ) - مپ 2 : بديد ، مج : آن حال بديدم ( 2 ) - مپ 2 - و در آن صحرا مىدويدم ( 3 ) - مپ 2 و مج : قوت ( 4 ) - مج - حركت ( 5 ) - مپ 2 - و عرق از من روان شد ( 6 ) - مپ 2 - برهنه ( 7 ) - مج : بر ( 8 ) - مپ 2 - و در فوات . . . تأسف مىخورد ( 9 ) - مپ 2 : مج - در ( 10 ) - مج + گرم ( 11 ) - مج : در ( 12 ) - مپ 2 : سر او ببريديم ، مج : و سر او از تن او دور كردم ( 13 ) - مپ 2 : برآمدم ( 14 ) - مج : مالى يافتم بىنهايت ( 15 ) - مپ 2 و مج - آن ( 16 ) - مپ 2 : كه او جمع كرده بود و از خلقى بدين صفت صيد مىكرد ( 17 ) - مپ 2 - چون او . . . فرستادم ( 18 ) - مپ 2 - به تدريج